دلسوزان نظام جمهوري اسلامي ايران ـ از مردم و مسئولان ـ همه در غم و اندوه بزرگي غوطهور بودند. مات و مبهوت از مشكلاتي كه از دشمنيهاي نامزد شكستخوردهي انتخابات رياست جمهوري سال هشتاد و هشت در كشورمان بهوجود آورده بود. دشمنان قسم خوردهي نظام روي موج تبليغاتي كه از داخل و خارج ايجاد شده بود سواري ميگرفتند و به سمت پايههاي اصلي بنانهاده شده با خون شهيداني پاك، پيش ميرفتند. هر چه بيشتر تدبير ميشد، تقديري خطرناكتر رقم ميخورد تا آنجا كه باز رسيد؛ محرم و صفر. آنجا كه تمام حق در مقابل تمام باطل، قد علم كرد و آن را از درون متلاشي نمود. آنجا كه خون بر شمشير پيروز گشت و نداي هيهات منا الذله، همهي مكانها و زمانها را در نورديد.
در اين ميان، خس و خاشاكي شهوت پرست و دور از تعاليم توحيدي، باز، بازي خوردند و خواستند تا عقدههايشان را گشوده و دشمنيهايشان را آشكار كنند، تا شايد بتوانند پس از هزار و چهارصد سال، به نمادهاي پيروزي حق بر باطل توهين كنند و آنها را خوار و ذليل كنند!
زنجيره كامل گشت و احمق و كينهتوزي نيز كه چشمش را بر واقعيتهاي اطرافش بسته بود و فقط خود و خواستههاي دلش را فرياد ميزد، نديد كه چه را تاييد ميكند و امضا كرد آن را كه به زمينش زد.
آن بيخرد و كوتهفكر، توهينكنندگان به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را، آنان كه با حق، راه حق، پيروان حق و شعائر حق دشمنند را "مردمي خداجوي" خواند و با اين رسوايي فاحش تومار خود را پيچيد.
شبيه بود نطقش به كلام باطل عمر سعد لعنة الله عليه كه گفت: "یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؛ ای لشکر خدا سوار شوید و بسوی بهشت بشتابید!" و خود و يارانش را به سوي جهنم و عذاب سوق داد.
و اما چه نيكو فرمود پيشواي حكيم ما، امام خميني رحمة الله عليه كه "ما هرچه داريم از محرم و صفر است." تا به چشم خود ببينيم كه پيروزي و بيمهي انقلاب اسلامي ايران يكي از بركتهاي قيام ثارالله است.
يا حسين